تبليغاتX
انسان شناسی فرهنگی

جلسه سوم و چهارم

زبان علمی-بینش علمی

برای شناخت و تسلط بر هر دانشی ازجمله انسان شناسی ما باید به ۴ حوزه از آن دانش مسلط و آشنا شویم:

۱- زبان ۲- بینش ۳- روش ۴- قلمرو مسائل

در دو جلسه گذشته تلاش بر این بود که به یک تصور عمومی از انسان شناسی و انسان شناسی برسیم و در این جلسه بازبان و بینش مردم شناسی فرهنگی آشنا می شویم. نکات فوق برای وارد شدن به یک رشته لازم است و علاوه بر آن باید آمادگی های شناختی - عاطفی و اجتماعی/ارتباطی را حایز شویم(۴ حوزه فوق مجموعاْ آمادگی شناختی علم اند) انسان تنها مغز و رایان نیست بلکه عاطفه و قوای یدی نیز دارد.در دانشگاهها به اشتباه گاه تصور می شود که اگر دانشجویان به حد کافی بشناسند کافیست در حالیکه آمادگی عاطفی و انگیزه مندی فراموش می شود هر فردی زمانی در مسیری درست به دانشجویی می پردازد که بتواند انگیزه های عاطفی و اجتماعی را در خود ایجاد و حفظ کند.برای اینکه به لحاظ عاطفی با یک دانش رابطه برقرار کنیم باید آنرا با زندگی شخصی گره بزنیم که این مستلزم قراردادن تجربه زیسته در حوزه فردیت وحیات شخصی اوست.شخصی سازی علم مهمتر از هر چیز در حیات دانشجویی است.

زبان-رشته آکادمیک و علم چیزی جز نوعی گفتمان و بازی زبانی نیستند منظور از بازی زبانی این است که ما در هر رشته ای به کمک مجموعه ای از مفاهیم درباره مجموعه ای از واقعیتها در قلمرو آن علم صحبت می کنیم برای مثال در انسان شناسی ما به کمک مفاهیمی درباره واقعیتهای مشخصی که قلمرو انسان شناسی است بحث می کنیم مفاهیمی مانند فرهنگ-زبان-قوم مداری-هدیه-الگوهای فرهنگی -فرهنگ یابی-نسبیت فرهنگی بینش انسان شناسی-مردم شناسی-قبیله-کولا-پتلاچ و بسیاری از مفاهیم دیگر که انسان شناسان برای توصیف-توضیح و تحلیل فرهنگ از این زبان یا گفتمان استفاده می کنند.شناخت فرهنگ ایرانی مستلزم فراگیری زبان فارسی است و برای شناخت انسان شناسی نیز باید  زبان آن را که یک نظام دلالت و نشانه است یاد بگیریم.

درباره علوم اجتماعی و انسانی زبان اهمیت بیشتری دارد چرا که علومی مفهومی اند یعنی ایده-مفاهیم-دستاوردها و نتایج به صورت واژه ها-مفاهیم و عبارات تولید و ارائه می شوند ولی در علوم دیگر عمدتاْ علاوه بر کلمات راههای دیگری برای انتقال دستاوردها وجود دارد.مثلاْ یک پزشک مجموعه ای از مهارتهای دیگر را نیز داراست.

چگونگی شکل گیری زبان در علوم اجتماعی و انسان شناسی گیدنز مفهومی مطرح می کند به نام تفسیر مضاعف. در علوم اجتماعی مفاهیم را از زبان عامیانه می گیرند و به زبان علمی تبدیل می کنند. در علوم اجتماعی همان مفاهیم روزمره مردم استفاده می شود.برای مثال فرهنگ-جامعه-ارزش-تحرک اجتماعی-قوم-جنسیت و...  . مشکل اصلی علوم اجتماعی این است که زبان این رشته کاملاْ نزدیک به زبان عامیانه است و به همین دلیل افراد عادی قادرند مرز مابین زندگی عادی و رشته علمی را تشخیص دهند. عوام به دلیل آنکه زبان جامعه شناسی را می دانند به صورت زورمندانه و اعتراض به آن نگاه می کنند.زبان عامیانه یک زبان احساسی-شخصی و قطعی است در حالیکه زبان علمی زبانی غیرشخصی و تعمیم یافته است و غیراحساسی که در آن عدم قطعیت حاکم است. کتاب علمی هرچقدر خشک تر باشد علمی تر است. زبان علم دقیق و روشن است در حالیکه زبان عامیانه مبهم است.(ایهام نیز دارد) 

+ نوشته شده توسط سعید لهراسبی در یکشنبه 26 خرداد1387 و ساعت 20:10 |